خیلی چرت ولی خوندنیه؟
موضوع های مختلف
2- داماد مَچَل : سن بين 19تا25سال ، ژيگولي ، دانشجو ، سرباز ، رفيق باز، وابسته به پول بابائي ، بيکار ، آينده دار، توي هر دامي که براش پهن کنن تلپي ميفته ، کيس مناسبي براي تور شدن ،کم ظرفيت ، يکي ميزنه يکي ميخوره ! من میخواستم به چندتا از دوستان خوبم که واسم لطف کرده بودن نظر گذاشته بودن بگم که دوست ندارم مطالبم رو به عشق و عاشقی بره واسه همین سعی می کنم جلوی این موضورو بگیرم چون اینجا جای چرت گفتن نه... منتظره نظراتون هستم. چقدر سخته که عزیزترین کست که یه عمری باهاش بودی، ازت بخواد فراموشش کنی. ١- اعتماد به نفس کامل داشته باشید و با اطمینان جلو برید . از اینکه به شما جواب نه بگه نترسید . ٢-در جمع دوستانش بهش پیشنهاد دوستی ندید .چون مطمئنا جواب نه میشنوید مگه اینکه دوستان شما هم همزمان به دوستان او پیشنهاد بدن که مثلا دسته جمعی بیرون بریم و این وسط شماره ها رد و بدل بشه . ٣- هرگز هرگز برای دوستی یا پیشنهاد ازدواج دوستتون را واسطه نکنید . باور کنید خیلی از دوستهای صمیمیتون زیرابتون رو میزنن شاید باور نکنید ولی من خودم چندین مورد این رو دیدم . از طرف دیگه هیچ دختری از یک پسر دست و پا چلفتی که عرضه یک پیشنهاد دادن رو نداره خوشش نمیاد . مطمئن باشید جواب نه میشنوید. ۴-به بخش چگونه دوست شویم که نوشته شده رجوع کنید و اگه دیدید دختری این کارها رو جلوی شما انجام میده بدونید که میخواد باهاتون دوست بشه . ۵- میتونید با یک سلام ساده شروع کنید . مثلا اگه طرف همکلاسیتونه هر روز بهش سلام کنید و سر راهش باشید . وقتی با دوستاش حرف میزنه بهش نگاه کنید بذارید بفهمه بهش توجه میکنید. برای مدتی این کار رو بکنید ولی طولش ندید .ببینید چطور مورد توجه اون قرار میگیرید ۶- به دختر مورد نظرتون نزدیک بشید و سر صحبت رو باهاش باز کنید . بهش نگید میشه وقتتون رو بگیرم این جمله رو روزی صد بار دخترها میشنوند و نسبت به این جمله حساسیت دارن بلکه در مورد مسائل عادی باهاش صحبت کنید مثلا در مورد جزوه درسی و بهش بگید چطوری میتونم اشکالاتم رو ازتون بپرسم ؟ با این سوال با یک تیر دو نشون زدید اول اینکه بهش فهموندید که یک جورایی میتونه به شما کمک کنه و دوم اینکه بهتون میگه که به من زنگ بزنید یا من به شما زنگ میزنم . ٧- اگر قرار شد شما به او زنگ بزنید حتما سر ساعت مقرر تماس بگیرید .با این کار بهش نشون میدید که وقت شناس هستید . منتظر صحبت کردن با او هستید . برایش احترام قائلید . ٨- اگر قرار شد او به شما زنگ بزنه در اون ساعت تلفن رو مشغول نکنید . ٩- در جلسه اول بحث باید کاملا معمولی و مثلا پیرامون همون مشکلات درسی باشه . پله پله برید جلو . ١٠-بعضی از دخترها اهل دوست شدن نیستند . بعضی اعتماد به نفس کافی ندارند . بعضی خانواده شان این مساله رو نمیپذیره و بعضی از دوست شدن میترسند و... پس اگر برای دوست شدن با دختری جواب رد شنیدید اصلا ناراحت نشید و این مساله رو به خودتون نگیرید برید سراغ اونایی که مایل به دوستی با شما هستند . ١١- نکته مهم اینه که یک دختر سر اینکه کدوم پسر شیک تر یا خوش تیپ تره با اون قرار نمیذاره و به دوستیش ادامه نمیده اون باید از حس مردانگی شما لذت ببره اگه درست شب امتحان بعد از مدتها به عروسي دعوت شدين !.........مباركه،عروسي رو كه نمي شه نرفت اگه توي انتخاب واحد به شما 13واحد بيشتر نرسيده !.........حتما" حكمتي توي اون بوده اگه شمعهاي كيك تولد شما رو بقيه فوت كردن !.........لبخند بزنين اگه در حال فرستادن قلب و بوسه با مسنجر متوجه شدين يكي پشت سرتون وايساده !.........عيبي نداره بابا اگه بغل دستي شما سر كلاس كه اتفاقا" كنار شما رديف اول نشسته انگشتش رو تا مچ توي دماغش فرو كرد،شش دور بپيچوند، بعد با يه حالت دوراني بيرون آورد،خوب بهش نگاه كرد و بعد خيلي آروم زير ميز كلاس دستش رو پاك كرد !.........نه !اين يكي رو شرمنده . آدميزاد هم يه تحملي داره می دویدم... به کجا ؟ چرا می دویدم؟ انگار فقط می خواستم بروم اما با چشمان بسته چگونه می رسیدم هنوز دارم می دوم ... می دوم... می دوم... آخ... چرا افتاده ام؟ چرا دیگر نمی توانم بروم؟ چرا چشمانم بسته است؟ چشمهایم را لحظه ای باز می کنم... دستهایم... دستهایم بسته است فریاد می کشم... کسی نیست کمکم کند؟؟ اینجا کجاست؟ کسی نیست... آه... خدایا، آنان که دوست می داشتم کجایند که به فریادم برسند؟ فریاد رسی هست؟ چرا به کمکم نمی آیند ؟ چرا صدای مرا نمی شنوند ؟ چرا روح آشفته ی مرا مرهم نمی نهند ؟ چرا کسی چشمانش را باز نمی کند ؟ می خواهم بروم... می خواهم بروم... پاهایم بسته است ؟ می گریم... عاجزانه می گریم... شاید خدایی دیگر داشته ام... همان خدایی که از او می پرسیدم بتهایم کجایند؟ بار خدایا... ندایی می شنوم! ۱) گرفتار شدن در دام شبکه های قاچاق دختران و زنان جوان:
3- . داماد هَچَل : سن بين 25 تا 29سال ، رسيده ، حاضر آماده ، داراي کار و بار، فارغ التحصيل ،با کارت پايان خدمت ، داراي شکستهاي عشقي فراوان، بسيار با تجربه ، دم به هرتله اي نميده ، عصا قورت داده ، کمي کج و معوج، پراز قرشمه ، به کمتر از زتا جونز و جولي رضايت نميده !
4- داماد کَچَل: سن بين 30 تا 37 سال ، گرفتار ، ، درگير، پرکار ،پرخور، همچنان پرشور، نقل ونبات ، گوله نمک ،فوران احساسات ، راضي به رضاي خدا، دنبال زنان بيوه کم سن وسال ، مسئوليت پذير ، درپي رفاه خانواده ، داراي کار وبار و خانه، قسمت هرکي بشه مبارکه !!!
1- فقط خالقشون از منطق درونشون سر در میاره.
2- فقط خودشون زبون خودشون رو میفهمند.
3- اگه پابند یکیشون بشی باید هرچی پول داری براش لوازم جانبی بخری.
4- اگه کمی صبر میکردی یه بهترش گیرت میومد.
نظر دوم:
کامپیوتر دختر نیست به 9 دلیل:
1- کامپیوتر بیجان و اصولا آدم نیست که بخواد دختر باشه یا پسر.
2- کامپیوتر رو با یه شاسی میشه خاموش کرد و این امر در مورد دخترها اصلا و به هیچوجه صدق نمیکنه.
3- کامپیوتر اشک نمیریزه (آبغوره نمیگیره)
4- کامپیوتر نق نق نمیکنه و اصولا نق نداره.
5- کامپیوتر حرفهایی که بهش میگن پیش خودش نگه میداره.
6- کامپیوتر حسود نیست.
7- اگر برق که بره کامپیوتر سر و گوشش نمیجنبه و آروم میشه!
8- کامپیوتر اگه ویروسی بشه با یه فرمت ساده میشه درستش کرد و احتیاجی به ابزار دیگه ای نیست.
9- از همه مهمتر اینکه کامپیوتر ساکته.
و وقتی وارد آپارتمانم شدم، یه صداهایی از اتاق خواب شنیدم! وقتی وارد اتاق شدم،
فهمیدم كه یكی با همسرم بوده!! دربالكن هم باز بود. من سریع دویدم طرف بالكن،
ولی كسی را اونجا ندیدم. وقتی پایین را نگاه كردم،
یه مرد را دیدم كه میدوید و در همان حال داشت لباس میپوشید.
من یخچال را كه روی بالكن بود گرفتم و پرتاب کردم به طرف اون!!
دلیل كمر دردم هم همین بلند كردن یخچاله.
مریض بعدی دكتر بهش میگه :، به نظر میرسید كه تصادف بدی با یك ماشین داشته.
مریض قبلیِ من بد حال به نظر میرسید، ولی مثل اینكه حال شما خیلی بدتره!
بگو ببینم چه اتفاقی برات افتاده؟» مریض پاسخ میده:
«باید بدونید كه من تا حالا بیكار بودم و امروز اولین روز كار جدیدم بود.
ولی من فراموش كرده بودم كه ساعت را كوك كنم و برای همین هم نزدیك بود دیر كنم.
من سریع از خونه زدم بیرون و در همون حال هم داشتم لباسهام را میپوشیدم،شما باور نمیكنید؛
ولی یهو یه یخچال از بالا افتاد روی سر من!
وقتی مریض سوم میاد به نظر میرسه كه حالش از دو مریض قبلی وخیمتره.
دكتره در حالی كه شوكه شده بوده دوباره میپرسه «از كدوم جهنمی فرار كردی؟!»
خب، راستش توی یه یخچال بودم كه یهو یه نفر اون را از طبقهء سوم پرتاب كرد پایین !!
چقدر سخته که سالگرد آشنایی با عشقت رو بدون حضور خودش جشن بگیری.
چقدر سخته که روز تولدت، همه بهت تبریک بگن، جز اونی که فکر می کنی به خاطرش زنده ای.
چقدر سخته که غرورت رو به خاطر یه نفر بشکنی، بعد بفهمی دوستت نداره.
چقدر سخته به چشمای کسی نگاه کنی، اونو توی وجودت بزاری، باهاش زندگی کنی، ولی اون هیچ وقت معنی نگاهت رو نفهمه.
چقدر سخته توی چشمای کسی که تمام عشقت رو ازت دزدید و به جاش یه زخم همیشگی رو به دلت هدیه داد، زل بزنی و به جای اینکه لبریز کینه و نفرت شی حس کنی که هنوزم دوستش داری.
چقدر سخته دلت بخواد سرت رو باز به دیواری تکیه بدی که یه بار زیر آوار غرورش همه ی وجودت له شده.
چقدر سخته توی خیالت ساعتها باهاش حرف بزنی اما وقت دیدیش هیچ چیز جز سلام نتونی بگی.
چقدر سخته وقتی پشتت بهشه دونه های اشک گونه هاتو خیس کنه، اما مجبور باشی بخندی بزنی تا نفهمه هنوز دوستش داری.
چقدر سخته گل آرزوهاتو تو باغ دیگری ببینی و هزار بار تو خودت بشکنی واون وقت آروم زیر لب بگی گل من باغچه ی نو مبارک.
ولی هردوشون بطرز معجزه آسایی جون سالم بدر می برن
وقتی که هر دو از ماشینشون که حالا تبدیل به آهن قراضه شده بیرون میان ، رانندهء خانم بر میگرده میگه - آه چه جالب شما مرد هستید ! ببینید چه بروز ماشینامون اومده ! همه چیز داغون شده ولی ما سالم هستیم!
این باید نشونه ای از طرف خدا باشه که اینطوری با هم ملاقات کنیم و ارتباط مشترکی رو با صلح و صفا آغاز کنیم!
مرد با هیجان پاسخ میگه:
اوه … "بله کاملا" …با شما موافقم این باید نشونه ای از طرف خدا باشه !
بعد اون خانم زیبا ادامه می ده و می گه : ببین یک معجزه دیگه! ماشین من کاملن داغون شده ولی این شیشه مشروب سالمه ..مطمئنا خدا خواسته که این شیشه مشروب سالم بمونه تا ما این تصادف خوش یمن كه می تونه شروع جریانات خیلی جالبی باشه رو جشن بگیریم !
و بعد خانم زیبا با لوندی بطری رو به مرد میده .
مرد سرش رو به علامت تصدیق تکان میده و درب بطری رو باز می کنه و نصف شیشه مشروب رو می نوشه و بطری رو برمی گردونه به زن .
زن درب بطری رو می بنده و شیشه رو برمی گردونه به مرد.
مرد می گه شما نمی نوشید؟!
زن لبخند شیطنت آمیزی می زنه در جواب می گه :
نه عزیزم ، فکر می کنم الان بهتره منتظر پلیس باشیم!!!!
این واژه به دخترانی اطلاق می گردد که به هردلیلی خانه و خانواده را ترک کرده و به محیط های دیگری چون خیابان، پارک، باند و … روی می آورند.
● عوامل زمینه ساز فرار دختران از خانه
محیط نامساعد و تشنج آفرین خانواده، طلاق و اعتیاد والدین بخصوص پدر، ارتباط با دوستان ناباب، روابط کنترل نشده خانواده ها با یکدیگر، اختلاف والدین و فرزندان، کنترل و سختگیری افراطی و غیرمنطقی والدین، مشکلات حاد اقتصادی، احساس ناامنی درخانه، اختلالات شخصیت و روابط عاشقانه، ترس از رسوایی پس ازتجاوز جنسی، مخالفت والدین با ازدواج دختران با شخص مورد نظر یا آزارناپدری و یا نامادری، آزارهای جسمی و جنسی از سوی نزدیکان بویژه محارم و … را می توان از جمله مهمترین عوامل زمینه ساز فرار دختران از خانه برشمرد.
● وضعیت کلی دختران فراری
دختران فراری معمولأ در گروه سنی ۱۴ تا ۲۵ سال قرار دارند. موقعیت سنی این افراد نشان دهنده ی میزان آسیب پذیری، احتمال بزهکاری، بزه دیدگی و یا قربانی شدن در برابر سوء استفاده های جنسی مختلف و دیگر سوء استفاده ها می باشد. دراین مرحله اهمیت مداخله سریع همه جانبه خانواده ومسئولین ذیربط بسیار حائز اهمیت است. باید توجه داشت که خطر فقط خانواده های طبقات پایین ازنظراقتصادی و اجتماعی را تهدید نمی کند، بلکه بنابر تحقیقات درصد قابل توجهی از دختران فراری، متعلق به خانواده های مرفه و متوسط به بالا هستند.
مخاطراتی که پس از فرار ، دختران جوان بی پناه و آسیب پذیر را تهدید می کند معمولاً عبارتنداز:
قاچاقچیان ، ایادی خودرا درمناطقی مانند پارک ها، مقابل مدارس راهنمایی ودبیرستان ها و اماکن عمومی می گمارند تا با پرسه زدن دراین اماکن و شناسایی دخترانی که ازمنازل خود فرار کرده اند، آنها را با وعده هاای، به دام اندازند. گاهی فرار، پس از طرح دوستی و آشنایی از سوی دلالان شبکه های قاچاق و دادن وعده های مختلف چون خروج آسان ازکشور و درآمد خوب و زندگی بهتر، اتفاق می افتد.
۲) تجاوز،اجبار و تحمیل:
معمولا دختران فراری که آسیب پذیر نیز هستند، گرفتار مشکل تجاوز، اجبار و تحمیل می شوند. قاچاقچیان، دختران جوانی را که به هر انگیزه از خانه خود گریخته اند، وسیله درآمد خود قرار میدهند. آنها را به برقراری ارتباط جنسی و انجام کارهای خلاف مجبور می کنند. در سال های اخیرنوع جدیدی از فریب و قاچاق دختران و زنان ازطریق اینترنت مشاهده می شودکه بیشترحاصل گسترش شبکه های ارتباطی مجازی است.
۳) انگ اجتماعی و عدم امکان بازگشت به شرایط گذشته، از دیگر مباحث تامل برانگیز در مورد دختران فرار است
| Design By : Night Skin |

